تبليغاتX
نگاه به شهر نشینی بیجار و کردستانbijar - معرفی مختصر بیجار کردستان

نگاه به شهر نشینی بیجار و کردستانbijar

بررسی دلایل عقب ماندگی بیجار وشرح عقاید خرافاتی وغیر کارکردی

مختصری در مورد بیجار گروس  واقع در کردستان ایران

Bijar is located in Kurdistan province in Iran . it is called  " Roof   of  Iran  "  becuse  of   its  height  ( 1940 meters  from  sea surfaces).    Kurd  and   Turk  people  in   this  area   have been  honor in Iran  and the  world

بيجار در غرب ايران واقع شده و تابع استان  کردستان  مي باشد  داراي    7730 کيلومتر مربع مساحت بوده  و داراي  288  روستاست  که حدود  262  روستاي آن قابل سکونت مي باشد .  از شمال  شرقي  به  استان  زنجان ، از   شمال  غربي به  شهرستان  تکاب ( درآذربايجان غربي) ، از جنوب به  شهرستان قروه ، از جنوب شرقي به  قسمت کوچکي از  استان همدان و از غرب به سنندج و ديواندره محدود است. بيجار منطقه اي است در امتداد  سلسله جبال غربي ايران و يک سوم اراضي آن کوهستاني است. جنس خاک آن از سنگهاي  رسوبي  مخصوصا" ترکيبات رسي و آهکي و متعلق به دگرگونيهاي دوران سوم است.

شهر بيجار به  "بام ايران" شهرت دارد چرا که  1940 متر از سطح دريا ارتفاع دارد  و 770 متر از تهران  و 425 متر از  سنندج بلندتر  است. اين شهر  بعد از  شهر کرد  بلندترين شهر ايران بوده ودر طول  47 درجه و 36 دقيقه شرقي  گرينويچ و عرض شمالي 35 درج و52 دقيقه  استوا قرار دارد .

بيجار در زمان قديم  معروف به ( بيد زار ) بوده و بر خي وجه تسميه  ان را به اين دليل  مي  پندارند .  شاه اسماعيل صفوي هنگام لشکر کشي به  غرب ايران  از اين  منطقه  عبور کرده و نيز سپاهيان  چنگيز از آن گذشته اند  و اثاري به نام  چنگيز  قلعه  در  بالاي  کوهي به همين  نام در  5  کيلومتري  شهر  حکايت از اين موضوع دارد.

به دليل شايستگي زنان اين منطقه ، در زمان  ناصرالدين  شاه قاجار ، خزانه دارحکومت  فردي به نام  "زبيده خانم  گروسي " از اهالي  حلوايي  بيجار  به  عنوان همسر  شاه  و خزانه دار  دربار  بر گزيده شد  و در  حکومت  وقت  نفوذ زيادي پيدا  کرد .

قدمت تاريخي  اين منطقه به  هزاره  سوم  قبل از  ميلاد مسيح  مي رسد  و مويد  اين فرض  " دژ  سترک  " يا  قلعه  "  قمچقاي "  است  که در عهد  مادها ، پارتها و ساسانيان به عنوان پا يگاه استراتژيک از آن  استفاده  مي شده است.

از  مشاهير  و نامداران گروس  مي توان     حسنعلي خان   امير نظام  گروسي  را  نام  برد  که نوشته هايش  نمونه  ممتازي  از  نثر  فارسي  به  شمار  مي رود  وي  مدتي  در مقام  وزارت  فوايد عامه   وسفير  وسر پرست  دانشجويان  اعزامي  به  اروپا و  حکمراني   ولايات  و ايالات  بوده  و  کلا"  در  سال هاي  1253  تا   1275   هجري  قمري   مراحل  خدمات  دولتي  را   از   سرهنگي  فوج  گروس   و رياست  گارد  مستحفظين  ديوانخانه  و ارگ  تبريز  و  حفظ  انتظامات  کرمانشاه وخراسان  و ... طي کرد و مقبره ا ش اکنون  در ماهان  کرمان  در  کنار  شاه نعمت الله ولي قرار دارد  ايشان  بسيار  مورد توجه  ميرزا تقي  خان  امير  کبير  بوده اند .

مرحوم شيخ فاضل گروسي  يکي ديگر از نامداران  گروس  است  وي در سال  1259   شمسي  در بيجار  متولد  شد  درتحصيل  علوم  فقه  و اصول ، فلسفه ، عرفان،علوم غريبه  وزبانهاي  خارجي موفق بوده اند ، مفردات  قرآ ن کريم ، ورزش افکار ،رساله تغني در قرآ ن ، تجويد استدلا لي ، جنگ المهمات ، هرکسي کار خودش بار خودش و ...  از   اثار  وي  است .

بيجار ، حضور  بزرگان  مذهبي چون سيد محمد امامي و حسينعلي رحماني گروسي و...  را در تاريخ  پر افتخار  خود  داراست.

موسيقيدانان ، نقاشان ، خطاطان ، شعرا و اديبان ، پزشکان ، هنرمندان از رشته هاي گوناگون ، روحانيون و  نظا ميان گرانقدر زيادي  در بيجار  بوده و خدمات زيادي را ارائه داده اند  که جهت کسب اطلاعات بيشتر  مي توانيد به کتاب " سيماي بيجار گروس و مشاهيرآن "  تاليف  استاد گرامي  آقاي   محمد علي  کوشا مراجعه  فرماييد.

اکثر مردم اين شهرستان مسلمان  و شيعه هستند در سابق  تعدادي   يهودي  در  اين  شهر  ساکن  بودند که همگي   مها جرت   کرده  اند.

صنايع  دستي  اين  منطقه را  قالي ، قاليچه ، گليم ، جاجيم ، سجاده ، نمد ، توري، دستکش ، جوراب و ...  تشکيل  مي دهند  و فر ش هاي اين  منطقه از  شهرت جهاني برخوردار بوده و به خارج صادر مي شد ه است .

شرکت سيما ن  کردستان  ، شرکت  گچ کردستان  ، شرکت گچ شور سو ، معدن  آ هن شهرک ، معدن آ هک قمشلو ،  معدن گچ قره بگ ، معدن نمک  ميدان ، معدن مرمر گراچقا ، با شوکي ، نوبهار ، قشلاق لو  ، معدن سنگ  تراورتن  حسين آ باد کمر زرد و ... جزو   کارخانه ها ، صنايع و معادن با ارزش بيجار  هستند که ضمن ايجاد فرصتهاي شغلي بسيار ، اقدام به صدور  محصولات خود  به خارج استان  يا  کشور  مي کنند.

کوهها -   کوههاي  حمزه عرب ، نقاره کوب ،  بادامستان ، زاغه ، نسار ، چنگ الماس ، پنجه علي ،  شاه نشين ،  سر قيصه ،  شاها ،  چهل تن ، سنگ پا ، زرنيخ و...در  منطقه بيجار قرار  دارند.

آثار تاريخي -  قلعه بزرگ  قم چقا ، پل تاريخي  صلوات آباد ، بناي سنگي  اوچ گنبد ،مسجد تاريخي خسروآباد ، تيمچه حاج شهباز خان  ، تيمچه امير تومان متعلق به دوره صفويه ، زيارتگاه  حمزه عرب ، پنجه علي ،    آثار سد خاکي  جعفر آباد ، تپه نجف آباد ، مقبره آ يت الله  فاضل گروسي و قلعه هاي تاريخي  بسيار  و  مقابر و امامزاده هايي چون  سيد مسيب سيد شکر  ، مقبره صاحبه ، گنبد پير  صالح ، مقبره سيد خضر  از جمله اماکن و آثار تاريخي مو جود در شهرستان بيجار  هستند  و جمعا" حدود 60 اثر باستاني و تاريخي  در آ ن شناسايي شده اند .

رود قزل اوزن از شاخه اصلي سفيد رود  از  اين  منطقه مي گذرد .

سابقا"  بيجار داراي گردشگاههايي مثل باغ صفا ، سراب ، تخت ، چهار باغ ، بادامستان ، چم حاکمي ، باغچه چال  يارمجه ، چشمه عزيز ، شاهرخ آ باد ، عباس آ باد و...  بوده که اکثرا"  تخريب شده و  فعلا" محدوده  شهر بازي ( باغ صفا ) و اطراف رود خانه  بيانلو و صلوات آ باد ، سراب و تخت  جهت تفريح و گردش  در تابستان  استفاده  مي  شود .

بازارهاي بيجار قديم شامل   افتخار نظام  ، قيصريه سالار  ،قيصريه سيد لشکر ، بازار امير تومان و بازار  بزرگ بيجار بوده است .        

در سال 1375  جمعيت بیجار گروس حدود  47500  نفر  و روستاهاي

آن  حدود 68000 نفر بوده است که متا سفانه  هر سال نسبت به سال قبل  رشد منفي داشته است و مردم به شهرهاي ديگر مهاجرت مي کنند .

صادرات   گروس را در درجه اول  گندم  و جو تشکيل ميدهند  کتيرا  و محصولات دامي مثل پشم و پوست و برخي غلات هم از اين دسته اند . ماشين آلات کشاورزي ، صنعتي و لوازم خانگي ، پوشاک  و خوار و بار  هم به منطقه  وارد مي شود . لازم به ذکر است که بيجار در کشور ايران جزو رده هاي اول کاشت و برداشت گندم مي باشد.

داروهاي گياهي  بيجار فراوان و داراي  اهميت است من جمله ازوه ( آويشن)، مرزه ،گل کو ، گل گاو زبان ، بيد ، پونه ، بومادران ،  ريواس ، خاکشير  ، اسفند ، سيسمبر(شاه نسترن) رازيانه ، بابونه ، زبان گنجشک، کنگر ، شنگ و انواع عر قيجات.

پرندگاني چون کبک ، بلدرچين ، عقاب ، جغد ، شاهين ، قرقي ، نوک قرمز و... در اين منطقه زيست ميکنند.قمري ، لک لک ،مرغابي ، فاخته ، هما ،  سبز قبا ، هد هد و حواصيل زرد و خاکستري  از پرندگان مهاجر  بيجار به شمار مي آ يند و در  مناطق حفاظت شده ، قوچ ، ميش ، کل  ، بز و ...  وجود  دارد ، از ديگر پستانداران   نيز مي توان از خرس قهوه اي ، گراز ، روباه ، خرگوش ، گرگ ، گربه وحشي ، راسو ، کفتار ، خفاش ، جوجه تيغي و ... اشاره کرد .

اکثر مردم بيجار به زبان  کردي  گروسی و ترکي تکلم  ميکنند  و در اين ناحيه دو لهجه کردي  از شعبه هاي  کرمانشاه و لهجه سوراني ( گوراني ) تشخيص داده شده است.

مراسم  تاسوعا و عاشورا ي بيجار  در ايران کم نظير است و مردم  در برگزاري آ ن مشارکت فعال دارند  و هر ساله خبر نگاران از کشو رهاي خارجي  جهت تهيه گزارش در آ ن شرکت ميکنند . مردم منطقه مراسم عيد باستاني و ملي نوروز را هم با شکوه برگزار مي نمايند.

در بيجار به برکت گرايشات مذهبي ، ارتکاب جرايم  بسيار پايين بوده و آمار مو يد اين مطلب است .

از مساجد بيجار مي توان   مسا جد قا ئم ، جامع بازار ، اميرالمو منين ،سيد ا لشهدا ء ،  امام رضا ، فاطميه ، ابوالفضل ، موسي ابن جعفر ، حضرت محمد ص ، امام حسن ، وحسينيه شهر   را نام برد .

خيابان   شهدا  ،  توحيد ، بلوار  امام ره ، طالقاني ، الماسيه ، مدرس، کمر بندي حلوايي ، کمر بندي بادامستان ( امير نظام ) ، بلوار سراب ، خيابان ريگ سياه ، بلوار رحماني ، خيابان  مرزبان ،  فاضل  ، از خيابانهاي بيجار مي باشند .

همچنين  محلات عمده  بيجار  شامل   بادامستان ، تازه آ باد ، ريگ سياه ، نقاره کوب ، حلوايي ، تخت ، پشت قلعه ،  يارمجه ،  کارمندان ، فر هنگيان ، محمود آباد  ، سراب ، شهرک مهديه ، شهرک آ فتاب ،  فرحي ، عسگر آ باد ، چشمه عزيز ، باغ صفا و غيره مي باشد .

جوانان منطقه گروس در تواضع و فروتني نسبت به افرا د بزرگتر از خود و احترام به پدر و مادر  زبانزد مي باشند . از خصلتهاي عمومي  کردها از جمله مناطق بيجار گروس  ، عنايت زياد به حفظ  ناموس ، اظهار غيرت ، جوانمردي ، مهمان نوازي ، صداقت و توجه به ضعفا و فقرا مي باشد .

بر خي از  خانواده ها و  ايلا ت  سر شناس بيجار بر اساس مطالب  کتاب سيما ي بيجار گروس  عبارتند  از    ايل   بايندر ،   ترکمندي  ، طايفه  اردلان ،  ايل  کبودوند ،  امير علا يي ها ، رضايي ها ،  خواجه وند ، دارجي ، حسن تيموري  ،  گاوبازه اي ، مندمي ، شيخ اسماعيلي ، ور مزيار  ، بورکه اي ، الوندي ، حکمت منش ، کا ظمي ، گروسي ، محمد بيگي ، محمدي ، جمشيدي ،  خدادادها ، وکيلي و غيره .

بيجار  داراي  حوزه علميه ، دانشگاه پيام نور ، دانشگاه آ زاد و ... است . مردمان  شهر و روستاهاي  کراني ( حسن آ باد ياسوکند ) ، بابارشاني ، پير تاج ، توپ آ غاج ، نجف آ باد ، خسرو آ باد  ، سياه منصور و ...  همواره جزو  افتخارات گروس بوده و بزرگاني را در دامان پر مهر خود  پر ورده اند

گيا هان دارويي بیجار از شهرت جهاني بر خوردار است اما  شرايط  صادرات آن به خارج از کشور که مي توانست باعث درآمدزايي و اشتغال افراد زيادي در اين شهرستان باشد ، متا سفانه  هنوز مهيا نشده است     

جهت کسب اطلا عات بيشتر  در مورد بيجار  به کتاب  ارزشمند  " سيماي بيجار گروس و مشاهير آ ن " تحقيق و تا ليف , محمد علي كوشا  ,انتشارات  دانشگاه كردستان , چاپ اول  بهار 1378 . مراجعه فر ماييد

معرفي كتاب در مورد بيجار

دكتر محمد كاميار استاد فرزانه ايراني  دانشگاههاي ميشيگان و فلوريداي آمريكا , افتخار كردستان و بيجار

شناسنامه كتاب :كاميار,محمد,1325از بام ايران تا سرزمين طوفان / محمد كاميار . _ تهران : شركت توسعه كتابخانه هاي ايران , 1380 .366ص . : مصور , نقشه , جدول , عكس . __( سري رمان : 11 )( چاپ دوم كتاب بزودي انجام مي شود )

محمد كاميار كه هم اكنون  بعنوان استاد ممتاز دانشگاه ايالت فلوريدا ي آمريكا , مشغول به كار است, در سال 1325 هجري شمسي (1946 ميلادي) در بيجار  استان كردستان متولد شد . و بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي به دانشسراي مقدماتي رفت و در 17 سالگي به استخدام اداره فرهنگ " آموزش و پر ورش "  درآمد و بعد از طي دوره  سربازي ... و ادامه تدريس , به تحصيل   پر داخت و  بعد از رفتن به آمريكا  دو  مدرك   دكترا در  رشته جغرافيا را اخذ و از آن زمان  تا كنون در دانشگاههاي مختلف آمريكا تدريس مي نمايد و از   افراد سر شناس علمي ايراني در آن كشور به شمار مى آيد . ايشان در  نشريات و رسانه هاي مختلف  آمريكا , آثار زيادي را منتشر كرده اند و نقد هاي وي از علم جغرافي در آمريكا زبانزد است ...اما  هيچوقت كشور , استان و شهر  خود را فراموش نكرده و با عشق به آن , براي ايرانيان افتخار آفريني  مي كند ...

معرفي کتاب    در  مورد    بيجار

نام  کتاب  :      فر  هنگ مردم  گروس       مولفين  :    سيد   محمود  هاشم  نيا - ملوک ملک محمدي

ناشر  :   مولفين        حروفچيني   :  خانه تبليغات ارغوان       چاپ   :    قم      - امين           شابک964-360-620 - 1

نوبت چاپ  :    اول  تابستان    1380

بر خي از مطالب اين کتاب که حاصل زحمات   دو تن از فرهنگيان بيجار  ميباشد ، عبارت است از :  ويژ گيهاي طبيعي ، وجه تسميه بيجار ، کشاورزي و صنعت ،  راهها ، جمعيت و شاخص هاي جمعيتي ، زبان ، نژاد ، لباس ،  اما کن عمومي ، خيابان ها ، سازمان هاي دولتي ، عقايد عاميانه ، غذا ها ، تشبيهات ، بازيها ، طب سنتي و داروهاي گياهي با ارزش موجود ،فولکلور و مراسم مذهبي و شادي ، ضرب المثلها ، واردات و صادرات و غيره

مطلب زير از يک منبع به نقل از يک جهانگرد خارجي علاقمند به فرش ايران که در بيش از حدود 7 دهه پيش از بيجار گذشته  ذکر شده است .

Bijar Carpets

شهر بيجار

شهر بيجار شهر كوچكي است با 7000 نفر جمعيت كه در دره زيبا و سرسبزي در 120 ميلي شمال غربي همدان واقع شده است . در پشت موستان ها و باغ هاي ميوه كه آن را احاطه كرده است يك رديف تپه هاي سرخ رنگ ديده مي شود كه صخره هاي نوك تيزي به اشكال عجيب از جلگه آن بيرون آمده است :

جاده سمت همدان نا هموار و در فصل تابستان خاك آلود است , ولي ( به عكس جاده ـ سنندج ) در سراسر سال مي توان آن را به وسيله اتومبيل طي كرد . در 60 ميلي همدان مسافر بهدهكده اي نيمه باير مي رسد كه زمين آن را كاريز هاي عميق و بستر خشك رودخانه ها قطع كرده است . مقابل وي در افق قله مرتفع عظيمي ديده مي شود كه به قدري موزون و بهاصطلاح تراز است كه گويي آن رابا خط كش رسم كرده اند . مسافر در پايان يك روز سفر خسته كننده و خاك آلود به قله اين كوه مي رسد . حال وقتي كه به عقب بنگرد ( اگر بتواند ) در پنجاه ميلي خود جلگه اي غبار آلود و شيري رنگ مشاهده خواهد كرد .

در قرن پانزدهم , بيجار روستايي بيش نبود و گفته مي شود كه به شاه اسماعيل نخستين پادشاه دودمان صفويه تعلق داشت . در حدود يك قرن قبل ساكنان آن تا اندازه اي متمكن شدند كه توانستند مالك زمين و خانه هاي خود شوند . اين تمكن در ايران علامت آزادي به شمار مي رود . بيجار به يك شهر تبديل يافت , ولي موقع جغرافيايي آن طوري نبود كه به صورت مركز بازرگاني در آيد . بلكه تنها بازاري شد براي فروش فراورده هاي كشاورزي و اهميت چنداني پيدا نكرد .

در بين كليه شهر هاي مغرب ايران كه در طي جنگ جهاني اول به اشغال قواي بيگانه در آمد به بيجار بيش از همه لطمه وارد آمد . ابتدا نيروي روسيه اين شهر را اشغال كرد . اينها تا مي توانستند غلات و حبوبات آنها را تصاحب كردند , ولي از اين گذشته رفتارشان با ساكنين اين شهر دوستانه بود . مردم كه هرگز نمي پنداشتند كه نيروي روسيه بيجار گروس را ترك خواهد كرد  كوشيدند خود را هر چه بيشتر با وضع جديد وفق دهند , ولي روس ها در آنجا نماندند و در مقابل فشار نيروي تركيه عقب نشيني كردند و ترك ها شهر راگرفتند و مردم نگوت بخت را به اتهام همكاري با روس ها مجازات كردند . ترك ها اندك مواد غذايي و غلاتي را كه براي مردم باقي مانده بود از دستشان در آوردند و از تير سقف خانه ها براي تهيه آتش استفاده كردند . وحشت سراسر بيجار را فرا گرفت .

خشكسالي 1918 اين مصيبت را تكميل كرد . مدت چندين ماه روزي 200 نفر دراين ناحيه به هلاكت مي رسيدند . وضع بيجار بعد از جنگ بسيار اسفناك بود : شهري بود غارت شده كه ده يك جمعيت خود رااز دست داده بود . از آن زمان به بعد هيچ گاه آن طور كه بايد پيشرفت نكرد و آباداني پيشين خود را باز نيافت . قبل از سال 1914 شهر آبادي بود با 20000 نفر جمعيت , در حالي كه امروز تقريباً روستاي بزرگي به شمار  مي رود .

بافته هاي كردستان : سنه, بيجار و قاليچه هاي عشاير

قالي بيجار

ناحيه قالي بافي بيجار مشتمل است بر شهر بيجار و 40 روستايي كه در شعاع 30 ميلي آن قرار گرفته است .

در نخستين سال هاي بين دو جنگ جهاني بهندرت قالي در اين ناحيه بافته مي شد . سپس در اواسط قرن بيستم اين صنعت به تدريج احياء شد تادر سال 1938 كه در حدود 1000 دستگاه بافندگي دراين ناحيه مشغول كار بود و فراورده سالانه آن به هزار تخته مي رسيد .

سپس جنگ جهاني دوم آغاز شد . سانحه جنگ در اغلب مراكز قاليبافي اثر زيانبخش نداشت زيرا تقاضا براي فراورده در پايتخت رو به افزايش بود . متاسفانه بيجار از اين تقاضا سودي نبرد چه قالي هاي سنگين و زمخت و درشت بافت آن مورد پسند تازه به دوران رسيده هاي پايتخت واقع نمي شد . بار ديگر ميزان قالي بافي در بيجار به مقدار زيادي تنزل يافت .

در سال 1948 هنگامي كه از همدان به بيجار رفتم انتظار داشتم ( با وجود مصابئي كه بر اين شهر وارد آمده بود ) علائمي از آغاز فعاليت مجدد در اين زمينه مشاهده نمايم . مثلاً در بيجار و روستا هاي اطراف آن دستگاه هاي بافندگي كه به كار اشتغال دارند نظر مرا جلب كند ولي مايوس شدم , چه درتمام شهر فقط يك تخته قالي بر دار ديدم . وضع روستا ها نيز بهتر از شهر نبود . كل ميزان فراورده اين ناحيه نيز به زحمت به 20 تخته در ماه مي رسيد .

با همان مسئله اي كه در شهر سنندج برخورد كرده بودم در شهر بيجار نيز برخورد كردم و آن اين بود كه چرا قاليبافان شرق كردستان سنت ديرين خود, يعني بافتن قاليچه هاي كوچك عشايري را , رها كرده و در شهر بيجار و روستا هاي اطراف آن به تهيه قاليهايي مشغول شده اند كه از لحاظ بافت منحصر به فرد است .

از بين پاسخ هاي گوناگون و جالبي كه در مقابل تحقيقات و بازجوئي هاي خود شنيدم اين فرضيه مناسبتر از همه بود و به نظر مي آمد كه پاسخ صحيح همين باشد :

در قرن گذشته روسا و خوانين مشرق كردستان كرد نبودند بلكه ترك بودند , به طوري كه عده اي از آنها تا امروز نيز ترك هستند . اغلب قبايل ترك به عكس اكثر قبايل ايراني قالي هاي خود را مثل قاليهاي بيجار دو پوده مي بافند . در بين اين قبايل ترك ناحيه هريس و تبريز , قشقائيها فارس و بعضي از ايالات افشار را در كرمان مي توان نام برد . احتمال بسيار دارد كه خوانين ترك شرق كردستان ( شايد عده اي از افراد خاندان افشار كه هنوز در شمال بيجار مالك چندين روستا هستند و از لحاظ تاريخي با افشار هاي كرمان مربوطند , به صفحه 242 مراجعه شود ). براي قصور خود به قاليهاي بزرگ و محكم نياز داشتند , حال چگونه مي توانستند چنين فرش هايي تهيه كنند ؟

بديهي است : دستور دادند آنها را به همان شيوه عشايري و با با همان گره تركي و دو پوده پشمي تهيه كنند . يعني به همان شيوه اي كه قالي يوشاك تا به امروز بافته مي شود . در واقع قالي بيجار مي تواند يكي از خويشاوندان دور قالي يوشاك تركيه باشد . چنانچه اين فرضيه درست باشد بقيه نيز درست خواهد بود , بهاين معني ككه چون پشم ( به عكي نخ ) ماده اي است كه حالت ارتجاعي دارد براي به دست آوردن فرشي كه مثلاً در هر اينچ 12×12 گره داشته باشد پود هاي پشمي را بايد با شدت كوبيد كه در تنيجه قالي هاي خشن و فشرده به دست مي آيد , يعني همان ويژگي هايي كه در قالي بيجار ديده مي شود .

شانه زدن پود هاي پشمي كار دشواري بود, بدين جهت قالي بافان بيجار علاوه بر شانه سنگين كه از آهن و چوب ساخته شده بود ناگزير ابزار مخصوص ديگري براي اين منظور تهيه كردند و آن شئي شبيه يك پنجه آهني است كه 12 اينچ طول دارد . قاليبافان اين پنجه را در فواصل نزديك محكم روي پود ها مي زنند تا در هر اينچ تعداد كافي از رديف هاي گره به دست آيد كه البته كاري خسته كننده ولي در عين حال ضروري است .

قاليبافي در ناحيه بيجار يك حرفه روستايي است . هيچ نوع كارگاه سازمان يافته قاليبافي در شهر و يا روستا هاي آن يافت نمي شود . دستگاه هاي بافندگي قديمي و بدوي است . اغلب تير هاي اين دستگاه ها خميده و ناصاف است . علت كجي قالي هاي بيجار تا حدي همين است . ولي تنها دليل عدم توازن و تقارن در قالي هاي بيجار اين نيست , بلكه به كاربردن پشم براي تار قالي علت عمده به شمار مي رود . چون پشم حالت فنري دارد و كشيدن آن بر دار به طور يكنواخت دشوار است , و چنانچه كشش تارها يكنواخت نباشد قالي كج از آب در مي آيد .

بنابر مطالبي كه ذكر شد هنگامي كه شنيدم قاليبافان بيجار براي تار به جاي پشم از نخ استفاده مي كنند خوشوقت شدم . چه براي اين منظور نخ خيلي بهتر از پشم است و ضمناً هيچ گونه تغييري در ظاهر ويا در طرز به كار بردن آن نمي دهد . از نخ براي پود تازك نيز استفاده مي كنند و اين نيز نوعي پيشرفت محسوب مي شود . زيرا براي پود ضخيم هنوز پشم به كار مي برند, يعني همان گونه كه بايد باشد , و اگر در اين مورد نيز از نخ استفاده كنند ماهيت و چگونگي قالي بيجار به كلي تغيير خواهد كرد .

در ساختمان و بافت قالي تحولات ديگري نيز پديد آمده است . بيست و پنج سال قبل كه براي نخستيم بار از بيجار ديدن كردم ضخامت پود پشمي كه به كار مي بردند به اندازه يك مداد سربي بود قاليبافان نيرومند باچنگال هاي 12 اينچي و شانه هاي سنگين با شدت بر روي آن مي كوبيدند و در نتيجه قالي به قدري فشرده و محكم مي گرديد كه آگر آن را تا مي كردند بدون شك پود ها ترك بر ميداشت . بنابراين اكنون كه پود هاي نازك تري به كار مي برند در اين زمينه نوعي پيشرفت محسوب مي شود . قالي قديم بيجار بيش از اندازه فشرده بود .

تعداد طرح هايي كه در قالي بيجار به كار مي رفت هميشه معدود بود و معمولاً از طرح هاي گردان استفاده مي كردند . طراحا حرفهاي , كه در شهر هايي مثل تبريز و كاشان و مخصوصاً كرمان افراد محترم به شمار مي روند . در بيجار وجود ندارند هر چند گاه يكبار , يكي از مردم محل بهخاطر كسب شهرت طرح جديدي تهيهمي كرد , ولي بدوناستثناء اين طرح ها هميشه نامرغوب بود .

سابقاً طرح ها با روستاهاي خاصي بستگي و ارتباط داشت و هنگامي كهمثلاً طرحي در يك روستا متدال مي شد مردم آن فقط از همان يك طرح استفاده مي كردند . براي آشنا ساختن روستائيان با طرح جديد ابتدا قسمتي را كه بايد تكرار شود بر روي تكه اي قالي به اندازه يك پادري كه به آن (( واگيره )) مي گفتند مي بافتند و آن را در اختيار قاليبافان مي گذاشتند تا از آن به عنوان الگو استفاده كند. با ايت روش بازرگانان مي توانستند طرح هاي بهتر را در اندك مدتي رواج دهند . استفاده از روش جديدتر , يعني نماياندن طرح بر روي كاغذ شطرنجي توزيع آن را ساده تر و آسانتر كرده است .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط $  |